جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
داستان «اتاقهای پشتی» از یک عکس ساده در یک انجمن اینترنتی شروع شد؛ تصویری از یک سالن خالی با کفپوش زرد و نور مهتابی بیمارگونه که بعدتر به یکی از معروفترین نمونههای پدیدهی «فضاهای لیمینال» در فرهنگ اینترنتی بدل شد. حالا همان ایدهی ساده، با کارگردانی کین پارسونز و حمایت استودیوی A24، به یک فیلم سینمایی کامل با بازیگرانی مثل چیوتل اجیوفور و رنانه راینسوه تبدیل شده است. مسیر این پروژه از یک سری ویدیوی یوتیوبی کمهزینه تا پردهی سینماهای بزرگ، خودش بهاندازهی فیلم جالب توجه است.
ماجرا در اوایل دههی ۹۰ میلادی میگذرد. کلارک، معمار ناکامی که حالا یک فروشگاه مبلمان ارزان به نام «امپراتوری عثمانی کاپیتان کلارک» را میچرخاند، از همسرش جدا شده و بهخاطر مشکل الکل، عملاً در همان فروشگاه زندگی میکند. او نزد رواندرمانگرش مری میرود تا دربارهی فروپاشی زندگیاش صحبت کند. اما همهچیز وقتی تغییر میکند که کلارک متوجه میشود میتواند از یک دیوار بهظاهر سالم در زیرزمین فروشگاه عبور کند؛ پشت آن دیوار، شبکهای بیانتها از اتاقها و راهروهای متروک با همان نور زرد و آزاردهندهی آشنا قرار دارد. کلارک برای اثبات این کشف، همکارانش را با خود به این فضا میبرد، اما وقتی آنها بازنمیگردند، مری هم ناچار به جستوجوی آنها وارد همان دنیای بیپایان میشود. فیلم بدون لو دادن پایانبندی، مخاطب را با همین تعلیق و سردرگمی همراه میکند.
نظر غالب منتقدان این است که «Backrooms» یک تجربهی ترسناک غیرمتعارف است که بیشتر بر فضاسازی و حس دلهره تکیه دارد تا بر روایت خطی یا جامپاسکرهای کلاسیک. منتقد گاردین این اثر را تلفیقی از سینمای ژاپنی وحشت، فرنچایز V/H/S و حتی فضای آثاری مثل «سورنس» و «ریهرسال» میداند؛ تأکید او بر این نکته است که فیلم دربارهی انسانهایی است که در خاطرات و نسخههای شکستخوردهی زندگی خودشان گرفتار شدهاند. در مقابل، منتقد واریتی فیلم را یک سفر دادائیستی و مدیتیتیو در سنت آثاری مثل «مغز پاککن» و «اسکینامارینک» توصیف میکند که بیشتر به طرح پرسش میپردازد تا ارائهی پاسخ.
به باور منتقدان، نکتهی قابل توجه این پروژه آن است که کین پارسونز، در سن بیست سالگی و در اولین تجربهی کارگردانی سینماییاش، توانسته همان حس و حال ویدیوهای یوتیوبی خودش را به مقیاس یک فیلم سینمایی منتقل کند. منتقد گاردین صحنههای ابتدایی فیلم را نمونهای درخشان از وحشت فاوند فوتیج میداند. در همین حال، منبع روتن تومیتوز تأکید میکند پارسونز از الگوهای آشنای سینمای مستقل پیروی کرده: ساخت یک نمونهی کمهزینه، جذب مخاطب وفادار، و سپس استفاده از آن محبوبیت برای تأمین بودجهی یک فیلم سینمایی. به گفتهی این منبع، ردپای آثاری مثل «پروژهی جادوگر بلر» و «شاهزادهی تاریکی» در نحوهی روایت دیداری فیلم دیده میشود.
منتقدان دربارهی فیلمنامهی ویل سودیک دیدگاههای متفاوتی دارند. در حالی که گاردین به انسجام مفهومی فیلم و پیوند آن با موضوع حافظه و گرفتار شدن در گذشته اشاره میکند، برخی منابع دیگر معتقدند که فیلم در میانهی راه، میان حفظ ابهام آغازین خود و ارائهی توضیحی روشن برای مخاطب عام دچار سردرگمی میشود. به عبارتی، بخشی از منتقدان بر این باورند که تلاش فیلم برای دادن معنا و توضیح به فضاهای بیانتها، گاهی از تأثیرگذاری آن میکاهد.
شخصیت کلارک، معمار شکستخوردهای که به فروشندهی مبلمان بدل شده، محور اصلی روایت است. به نظر منتقدان، تناقض میان ظاهر مضحک و کمیک این شخصیت (که در تبلیغات تلویزیونی فروشگاهش لباس دزدان دریایی میپوشد) و درماندگی واقعی پشت آن، یکی از نقاط قوت فیلمنامه است. شخصیت مری، رواندرمانگر کلارک، نیز با گذشتهای پر از آسیب روانی همراه با مادر بدرفتارش معرفی میشود؛ پیوندی که به باور منتقدان، فیلم را از یک داستان وحشت صرف به روایتی دربارهی گرفتار ماندن در تروماهای فردی نزدیک میکند.
بازی چیوتل اجیوفور و رنانه راینسوه از سوی تقریباً تمام منابع موردبررسی، ستایش شده است. منتقد گاردین این دو اجرا را در سطحی فوقالعاده ارزیابی میکند. منبع روتن تومیتوز هم بهطور مشخص به توانایی اجیوفور در نشان دادن ناامیدی واقعی شخصیتش، حتی در میان صحنههای بهظاهر کمیک تبلیغاتی، اشاره میکند. به باور منتقدان، فیلم برای اثرگذاری احساسیاش، تا حد زیادی به این دو بازیگر اصلی متکی است.
طراحی صحنه و فیلمبرداری از جمله بخشهایی است که در نقدها بیشترین تحسین را دریافت کرده. منتقد گاردین به طراحی صحنهی دنی ورمت و همکاری او با فیلمبردار جرمی کاکس اشاره میکند که در کنار هم، نوعی نور زرد و کدر و سرکوبگر خلق کردهاند؛ نوری که به تعبیر این منتقد، شبیه به گاز نشتی از لامپهای مهتابی هزاران فروشگاه و مرکز خرید است. این فضاسازی بصری در میان منابع مختلف بهعنوان یکی از برجستهترین جنبههای فیلم شناخته میشود.
بخشی از جلوههای بصری فیلم، بهویژه در سکانسهای فاوند فوتیج با حسوحال دوربینهای ویدیویی دههی ۹۰، با تکنیکهای دیجیتال ساخته شدهاند. ترکیب طراحی صحنهی فیزیکی واقعی با ساخت دیجیتال، یکی از نکاتی است که گاردین آن را در میان نقاط قوت بصری فیلم برمیشمارد.
به باور منتقد گاردین، اتاقهای پشتی فیلم میتواند بهصورت استعاری به انسانهایی تفسیر شود که در خاطرات تکرارشوندهی گذشته یا نسخههای ناکام از زندگی حال خودشان گرفتار شدهاند؛ هرچند او این امکان را هم مطرح میکند که شاید این فضاها صرفاً بهشکل واقعی وجود داشته باشند، بدون نیاز به تفسیر استعاری. این دوگانگی میان خوانش روانشناختی و خوانش فراواقعی، یکی از وجوه قابل تأمل فیلم از نظر منتقدان است.
با توجه به مجموع نظرات منتقدان و امتیاز ۸۸ درصدی روتن تومیتوز در کنار امتیاز ۷.۱ از ۱۰ در IMDB، «اتاقهای پشتی» در نگاه عمومی منتقدان اثری قابلتوجه و موفق ارزیابی شده است؛ بهخصوص برای مخاطبانی که بهجای وحشت سنتی مبتنی بر جامپاسکر، به دنبال تجربهای اتمسفریک و مفهومی هستند.
نکتهی برجسته در مسیر شکلگیری این فیلم، انتقال یک پدیدهی کاملاً اینترنتی و بدون ساختار روایی مشخص به قالب یک فیلم سینمایی استودیویی است؛ مسیری که بهطور طبیعی با چالش همراه است. آنچه از مجموع نظرات منتقدان برمیآید، نشان میدهد فیلم در حفظ بخشی از روح اصلی پدیدهی «Backrooms» -یعنی همان حس بیمعنایی و سردرگمی فضاهای متروک- موفق بوده، اما در عین حال برای راضی کردن مخاطب سینمایی عام، ناچار به افزودن لایههایی از توضیح و پسزمینهی روایی شده که همین موضوع، محل اختلافنظر اصلی منتقدان است.
از یک سو، بازی بازیگران اصلی و کیفیت بصری فیلم تقریباً در همهی نقدها ستوده شده و نشان میدهد پارسونز، با وجود سن کم و تجربهی محدودش در سینمای استودیویی، توانسته بهخوبی از سرمایهی تولیدی بزرگتر بهره ببرد. از سوی دیگر، بخشی از منتقدان معتقدند فیلم در نیمهی دوم، بخصوص در نحوهی معنابخشی به موجودیتها و فضاهای مرموز، از همان ابهام جذابی که در آغاز ایجاد کرده، فاصله میگیرد.
به نظر میرسد این فیلم برای مخاطبانی که از پیش با مفهوم فضاهای لیمینال و سینمای وحشت اتمسفریک آشنا هستند و به دنبال تجربهای فکریتر میگردند، گزینهای رضایتبخش باشد؛ در حالی که طرفداران پرشور وبسری اصلی یا مخاطبانی که انتظار وحشت کلاسیک و پرشتاب دارند، ممکن است نسبت به برخی انتخابهای روایی فیلم احساس رضایت کمتری داشته باشند.
گاردین این منبع فیلم را اثری «بهطرز یخزدهای درخشان و واقعاً آزاردهنده» در ژانر وحشت مفهومی توصیف میکند که از سینمای ژاپنی وحشت و آثاری مثل V/H/S، سورنس و ریهرسال تأثیر گرفته است. تأکید اصلی این نقد بر بازی درخشان دو بازیگر اصلی و کیفیت طراحی صحنه و نور است.
واریتی منتقد واریتی فیلم را یک تجربهی دادائیستی و سرگردانکننده در سنت آثاری مثل مغز پاککن و اسکینامارینک میداند. او معتقد است فیلم بیشتر بر پایهی القای حس بهجای پاسخگویی روایی ساخته شده و در نهایت، کین پارسونز را بهعنوان استاد بلامنازع فضای لیمینال در سینما معرفی میکند.
روتن تومیتوز این منبع با اشاره به پیشینهی فیلم در یک پدیدهی اینترنتی ساده، روند پارسونز را نمونهای کلاسیک از مدل ساخت فیلمهای مستقل میداند: شروع کمهزینه، جذب مخاطب وفادار، و سپس ارتقا به بودجهی سینمایی. این نقد بهطور ویژه از بازی چیوتل اجیوفور و توانایی او در نمایش ناامیدی واقعی شخصیتش تقدیر میکند.
1. فیلم اتاقهای پشتی بر اساس چه چیزی ساخته شده است؟ این فیلم بر اساس وبسری یوتیوبی کین پارسونز و پدیدهی اینترنتی «بکرومز» ساخته شده که از یک عکس ساده در یک انجمن آنلاین آغاز شد.
2. بازیگران اصلی فیلم چه کسانی هستند؟ چیوتل اجیوفور در نقش کلارک و رنانه راینسوه در نقش مری، رواندرمانگر او، بازیگران اصلی فیلم هستند.
3. امتیاز فیلم در روتن تومیتوز و آیامدیبی چقدر است؟ فیلم در روتن تومیتوز امتیاز ۸۸ درصد از ۲۸۵ نقد و در آیامدیبی امتیاز ۷.۱ از ۱۰ بر اساس حدود ۸۸ هزار رأی کسب کرده است.
4. آیا این فیلم ادامهی مستقیم وبسری اصلی است؟ خیر، فیلم داستانی مستقل با شخصیتهای جدید است، هرچند از فضای مفهومی و بصری وبسری اصلی الهام گرفته است.
5. فیلم برای چه مخاطبانی مناسبتر است؟ بر اساس نظر منتقدان، این فیلم برای علاقهمندان به وحشت اتمسفریک و مفهومی مناسبتر است تا طرفداران وحشت کلاسیک مبتنی بر جامپاسکر.
6. تهیهکنندگان اصلی فیلم چه کسانی بودهاند؟ جیمز وان، شان لیوای و آزگود پرکینز از جمله تهیهکنندگان شناختهشدهی این پروژه بودهاند.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران