جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
استیون اسپیلبرگ، نیمقرن پس از برخورد نزدیک از نوع سوم، بار دیگر دوربین را به سوی آسمان چرخانده است. اینبار اما داستان او دیگر دربارهی کشف اولین نشانههای حیات فرازمینی نیست؛ بلکه دربارهی لحظهای است که آن حقیقت، پس از دههها پنهانکاری، قرار است برای همیشه آشکار شود. روز افشاگری فیلمی است که میان هیجان یک فیلم تعقیبوگریز کلاسیک و وزن یک درام فلسفی دربارهی اعتماد و دروغ در نوسان است، و دقیقاً همین دوگانگی، محور اصلی نقدهای منتشرشده دربارهی آن شده است.
دنیل کلنر، کارشناس امنیت سایبریای که سابقهی هککردن دارد، سالها برای سازمان مخفی واردکس کار کرده؛ سازمانی که وظیفهاش پنهاننگهداشتن اسناد و شواهد مربوط به برخوردهای فرازمینی، از حادثهی روزوِل در سال ۱۹۴۷ تا امروز، بوده است. دنیل به این نتیجه میرسد که زمان افشای حقیقت رسیده و آرشیو کامل این مدارک را میدزدد. از همین لحظه، او و دوستدخترش جین، که سابقاً راهبه بوده، توسط نوآه اسکنلون، رهبر بیرحم واردکس، تحت تعقیب قرار میگیرند.
در همین حال، در کانزاسسیتی، مارگارت فرچایلد، مجری آبوهوای یک شبکهی تلویزیونی محلی، بهطور ناگهانی دستخوش تغییراتی غیرقابل توضیح میشود؛ او میتواند به زبانهایی صحبت کند که هرگز نیاموخته و بهگونهای عجیب وارد ذهن و خاطرات دیگران میشود. مسیر مارگارت و دنیل بهتدریج به هم میرسد، و هر دو، همراه با هوگو ویکفیلد، رهبر گروهی از انشعابیهای واردکس، باید پیش از فرارسیدن لحظهی نهایی موعود، یعنی «روز افشاگری»، خود را به مقصد برسانند؛ بدون اینکه پایانبندی فیلم در اینجا فاش شود.
بهگفتهی بسیاری از منتقدان، روز افشاگری فیلمی است که همزمان دو هویت متفاوت دارد: یک تریلر تعقیبوگریز پُرشتاب در سنت دههی هفتاد میلادی، و یک مدیتیشن فلسفی دربارهی فروپاشی اعتماد عمومی در عصر اطلاعات. منتقد دیدلاین این فیلم را تلفیقی از فیلمهای سه روز کندور و دید موازی با روح ماجراجویانهی آغازین آثار اسپیلبرگ توصیف کرده است. در طرف مقابل، نقد گاردین نسبت به طرح داستان محتاطتر است و آن را «نازک و دلبخواهی» میخواند، در حالیکه راجر ایبرت بر پیچیدگی اخلاقی فیلم و توانایی آن در سرگرمکردن مخاطب همزمان با وادارکردنش به تفکر تأکید دارد. واریتی نیز در میانهی این دو طیف ایستاده و فیلم را «سواری پرتحرک و متنوع» میداند، اما معتقد است که برخلاف برخورد نزدیک، حس واقعی شگفتی را به مخاطب منتقل نمیکند.
اکثر منتقدان بر تسلط بصری اسپیلبرگ در صحنههای ابتدایی فیلم متمرکز شدهاند؛ جایی که او بدون هیچ توضیح اضافی، مخاطب را مستقیماً به میانهی ماجرا پرتاب میکند. ایبرت این رویکرد را شبیه به «ورود به قسمت دوم یک سریال تلویزیونی» توصیف کرده که باعث میشود مخاطب توجه بیشتری به جزئیات داشته باشد. به باور گاردین، بخش آغازین فیلم بیتردید اثر دست همان اسپیلبرگ تیزهوش و باتجربه است، اما در ادامه، بهخصوص در صحنههای احساسیتر مربوط به خانهی دوران کودکی شخصیتها، کارگردانی به سمت نوستالژی و حرکات تکراری گرایش پیدا میکند.
دیوید کوپ، نویسندهی فیلمنامه و همکار دیرینهی اسپیلبرگ، داستانی نوشته که از نظر بسیاری از منتقدان نقطهضعف اصلی فیلم محسوب میشود. گاردین فیلمنامه را «پوششی شفاف برای محتوایی ساده و قدیمی» میداند و معتقد است طرح داستان در بسیاری از نقاط، ابهامآلود و ناپایدار باقی میماند. ایبرت نیز اشاره میکند که فیلمنامه گاهی زیر بار توضیحدادن مفاهیم متعدد خود کم میآورد و به سمت کلیشهگویی در دیالوگها میرود. در عوض، Slashfilm آن را ترکیبی از «فضای پروندههای مارمولکی و انجیل» توصیف کرده که با وجود پیچیدگی، یک ریسک خلاقانه بهحساب میآید.
نقد گاردین صریحترین انتقاد را دربارهی شخصیتپردازی فیلم مطرح کرده و معتقد است که برخلاف شخصیتهای فراموشنشدنی فیلمهای قبلی اسپیلبرگ مانند روی نیری در برخورد نزدیک یا الیوت در ای.تی.، شخصیتهای روز افشاگری بیشتر شبیه «قهرمانان و آنتاگونیستهای مقوایی» هستند که صرفاً برای پیشبرد داستان حرکت میکنند. در مقابل، ایبرت بر این باور است که اوکانر و بلانت با وجود محدودیتهای فیلمنامه، عدم قطعیت و دستوپاچلفتیبودنِ معناداری به شخصیتهایشان دادهاند که آنها را از قهرمانان معمول این ژانر متمایز میکند.
تقریباً همهی منابع در این نقطه به توافق رسیدهاند: بازی امیلی بلانت برترین نقطهی قوت فیلم است. دیدلاین بازی بلانت را «بینظیر» میداند و آن را نقشی پیچیده با دامنهی احساسی وسیع توصیف میکند. ایبرت نیز تأکید میکند که بلانت حتی در سکوت و فقط با نگاهکردن به چشم دیگر شخصیتها، توانسته همدلی فعالانهای را به نمایش بگذارد. جاش اوکانر هم بهعنوان همراه اصلی او ستایش شده است. کولمن دومینگو در نقش هوگو، و کالین فرث در نقش آنتاگونیست داستان، نوآه اسکنلون، عملکردی قابلقبول داشتهاند؛ هرچند گاردین معتقد است که حتی بازیگری توانمند دومینگو هم نتوانسته عمق لازم را به شخصیتی نسبتاً کلیشهای ببخشد.
یانوش کامینسکی، فیلمبردار همیشگی اسپیلبرگ، بار دیگر مورد تحسین قرار گرفته است. ایبرت دوربین همواره در حرکت او را موتور محرک فیلم میداند که محورهای متعارف اکشن را میشکند و بیننده را در حالتی از بیثباتی نگه میدارد. صحنهای که در آن دوربین در یک نمای پیوسته و بدون قطع به سمت یک مزرعه نزدیک میشود، و همچنین تعقیبوگریز خودرو با قطار، از نمونههای موردتوجه منتقدان بودهاند.
تدوین سارا بروشار، که در نقد دیدلاین به آن اشاره شده، در حفظ ریتم فیلم در میان چهار خط داستانی موازی نقش مهمی داشته است. با این حال، چند منتقد، از جمله گاردین، معتقدند که در بخش پایانی فیلم، این ریتم دچار افت میشود و حس میشود فیلم بهجای نتیجهگیری منسجم، به سمت پایانی شتابزده حرکت میکند.
آهنگسازی جان ویلیامز، که سیامین همکاری او با اسپیلبرگ محسوب میشود، یکی از پرتکرارترین نقاط تحسین در میان منتقدان است. Slashfilm آن را بهترین موسیقی ویلیامز در سالهای اخیر میداند و ایبرت نیز معتقد است این موسیقی، تعلیق و انسانیت فیلم را همزمان تقویت میکند.
جلوههای ویژهی فیلم در صحنههای کلیدی و توالی پایانی موردستایش قرار گرفتهاند، اما چند منتقد، از جمله ایبرت و گاردین، به ضعف در طراحی دیجیتال برخی موجودات و حیوانات اشاره کردهاند که از کیفیت کلی فنی فیلم کاسته است.
موضوع محوری روز افشاگری انسانی است، نه فرازمینی: دروغهایی که میگوییم و رازهایی که نگه میداریم. منتقدان این موضوع را در ادامهی دغدغههای دورهی بزرگسالی اسپیلبرگ در فیلمهایی مانند پل جاسوسها و پست میبینند. بر اساس تحلیل گاردین، فیلم در نهایت پیامی دربارهی اهمیت «شنیدن» در دنیایی پر از اطلاعات نادرست ارائه میدهد؛ اگرچه به باور همین منبع، این پیام در پایانبندی شتابزدهی فیلم بهخوبی جا نمیافتد. دیدلاین این اثر را فراخوانی فوری برای مبارزه با اطلاعات نادرست توصیف کرده و معتقد است باور به حقیقت، پیام اصلی و امید صادقانهی فیلم برای بشریت است.
با جمعبندی نظر منابع مختلف، روز افشاگری فیلمی است که اکثریت منتقدان آن را تجربهای ارزشمند، بهخصوص برای علاقهمندان به سینمای اسپیلبرگ، میدانند؛ هرچند برخلاف عناوین کلاسیک او، اتفاقنظر کامل دربارهی کیفیت آن وجود ندارد. اگر مخاطب بهدنبال یک تجربهی سینمایی پُرانرژی با بازی فوقالعادهی امیلی بلانت است، این فیلم گزینهای قابلتوجه خواهد بود؛ اما اگر انتظار همان حس شگفتی خالص فیلمهای دههی هفتاد و هشتاد اسپیلبرگ را دارد، ممکن است در پایان فیلم احساس کمبود کند.
بر اساس تجمیع نظرات منابع معتبر (با محوریت امتیاز رسمی Rotten Tomatoes که بر پایهی ۲۹۶ نقد منتشرشده، ۸۰ درصد مثبت ثبت شده)، میتوان امتیاز کلی ۷ از ۱۰ را برای روز افشاگری در نظر گرفت. این امتیاز نشاندهندهی فیلمی است که در عناصر فنی و بازیگری در سطح بالایی قرار دارد، اما در فیلمنامه و پایانبندی با چالشهایی از نگاه برخی منتقدان مواجه است.
گاردین (پیتر برادشاو) نقد گاردین رویکردی دوگانه دارد؛ ضمن تحسین بازی بلانت و انرژی بصری بخش آغازین فیلم، طرح داستان را سطحی و شخصیتپردازی را کمعمق توصیف میکند و پایانبندی فیلم را ضعیف میداند.
راجر ایبرت (برایان تالریکو) این نقد یکی از مثبتترین دیدگاهها را ارائه میدهد و فیلم را نمونهای از بلاکباستری میداند که همزمان میتواند پیچیده و سرگرمکننده باشد، با تأکید ویژه بر فیلمبرداری، موسیقی و بازی بازیگران اصلی.
واریتی (آون گلایبرمن) واریتی فیلم را تجربهای پرتحرک و متنوع میداند، اما معتقد است که برخلاف برخورد نزدیک از نوع سوم، این فیلم حس واقعی شگفتی ایجاد نمیکند و در روایت خود بیشتر دنبالهرو تئوریهای موجود دربارهی بیگانگان است تا پیشروی در این ژانر.
دیدلاین (پیت هموند) دیدلاین یکی از پرشورترین نقدهای مثبت را منتشر کرده و فیلم را تریلری استادانه با الهام از سینمای دههی هفتاد توصیف میکند که همزمان سرگرمکننده و معنادار است، با تمجید ویژه از بازی بلانت، اوکانر و دومینگو.
Rotten Tomatoes (تجمیع نقدها) کنسنسوس رسمی این پلتفرم، فیلم را تنوعی انسانی بر یکی از مضامین تکرارشوندهی آثار اسپیلبرگ توصیف میکند که بیشترین قدرت خود را از بازی برجستهی امیلی بلانت میگیرد.
فیلم روز افشاگری ساختهی کدام کارگردان است؟
این فیلم به نویسندگی و کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته شده و فیلمنامهی آن را دیوید کوپ نوشته است.
بازیگران اصلی فیلم روز افشاگری چه کسانی هستند؟
امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث، ایو هیوسون و کولمن دومینگو نقشهای اصلی فیلم را ایفا میکنند.
آیا روز افشاگری دنباله یا ادامهی برخورد نزدیک از نوع سوم است؟
بهطور رسمی خیر، اما بسیاری از منتقدان و حتی امیلی بلانت در مصاحبهای به ارتباط تماتیک نزدیک این فیلم با “برخورد نزدیک از نوع سوم” اشاره کردهاند.
مدتزمان فیلم روز افشاگری چقدر است؟
فیلم حدود ۱۴۵ دقیقه (۲ ساعت و ۲۵ دقیقه) است.
آیا فیلم روز افشاگری مناسب همهی سنین است؟
این فیلم ردهبندی سنی PG-13 دارد و بهدلیل برخی صحنههای خشونتآمیز و تصاویر خونین، برای کودکان کمسن مناسب نیست.
موسیقی فیلم روز افشاگری را چه کسی ساخته است؟
موسیقی فیلم را جان ویلیامز، آهنگساز سرشناس و همکار دیرینهی اسپیلبرگ، ساخته است.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران