جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
جهت سهولت در استفاده از خدمات (دانوفیلم) حتماً اپلیکیشن رسمی دانوفیلم را از مارکتهای معتبر (لینک در پایین سایت) دریافت کنید. سلامت و پرقدرت باشید.
مجموعه تلویزیونی بارنی و دوستان، سریالی معروف و در عین حال بسیار مورد تمسخر شبکه PBS درباره یک دایناسور بنفش آوازخوان و رقصنده، آشکارا الهامبخش اصلی فیلم تازه Buddy بوده است؛ فیلمی که برنامه کودکانه را به دوزخی پنهان بدل میکند. همانطور که بارنی چنین بود، «بادی» نیز یک اسبتکشاخ نارنجیرنگ هر قسمت را به شکل یک عروسک پارچهای آغاز میکند و به محض آنکه یکی از بچهها نامش را بر زبان میآورد، به طرز جادویی به شخصیتی در قالب لباس بدل شده و آماده بغلکردن و آموزش درسهای زندگی میشود.
در این برنامه همیشه گروهی از بچهها حضور دارند که در محوطهای استودیویی به نام «پارک» ماجراهای کوچکی را از سر میگذرانند و وقتشان را در باشگاهی رنگارنگ میگذرانند؛ مکانی که در آن حتی مبل هم شخصیتی انسانگونه دارد و اتاق پرستاریای در دسترس است. در منطق برنامههای آموزشی سرگرمکننده، حضور کودکانی ناشناس در کنار یک موجود عروسکی چیز عجیبی بهحساب نمیآید؛ اما Buddy، نخستین ساخته بلند کاسپر کلی، اجازه میدهد لحن همیشه شاد این ژانر در همان صحنه آغازین بهآرامی ترش شود؛ جایی که یکی از بچهها از همراهی با درس آن روز درباره «شجاعبودن و امتحانکردن چیزهای تازه» سر باز میزند.
واکنش بسیار بد بادی که در آن لحظه دیده نمیشود به این مقاومت غیرمنتظره، شکافی در روایت داستان ایجاد میکند و باعث میشود فردی (با بازی دیلینی کوئین)، یکی دیگر از همراهان خردسال این اسبتکشاخ، هنگام پخش تیتراژ آشفته بهنظر برسد. اما اصلاً این بچهها از کجا آمدهاند؟ کجا زندگی میکنند؟ و والدینشان کجا هستند؟

فیلم Buddy، که کلی آن را همراه با جیمی کینگ نوشته است، سرانجام به همه این پرسشها پاسخ میدهد؛ پاسخهایی که هیچکدام خوشایند نیستند. اما پیش از رسیدن به آن نقطه، فیلم چند قسمت دیگر و هر بار نگرانکنندهتر از برنامه خیالی «It’s Buddy» را به نمایش میگذارد. یافتن نقطهای که در آن آشنایی و وحشت به هم میرسند، همواره یکی از نقاط قوت کلی بوده است. او که یکی از خالقان Your Pretty Face Is Going to Hell و Stroker & Hoop است، در سال ۲۰۱۴ با کوتاهمتر ۱۱ دقیقهای Too Many Cooks به شهرتی گسترده در فضای اینترنت دست یافت؛ اثری که در قالب تیتراژ آغازین یک سیتکام قدیمی ساخته شده و همراه با آهنگی بهشدت ماندگار در ذهن، بهجای پایانیافتن، همچنان ادامه مییابد تا جایی که به پوچی و فراتر از آن، به کابوسی میرسد که در آن قالب اثر میشکند و قاتلی چاقو بهدست که در پسزمینه کمین کرده بود، وارد صحنه میشود.
Buddy اساساً تلاشی است برای بازآفرینی همین جلوه در قالب یک فیلم بلند سینمایی. اگرچه این فیلم در بازسازی دقیق فضای بصری دورهای خاص از برنامههای کودکانه از جمله Pee-wee’s Playhouse، Thomas the Tank Engine و همچنین بارنی لذتهایی به همراه دارد، اما در نهایت گواهی است بر این حقیقت که «کمتر، بیشتر است».
فیلم در ادامه از دنیای بسته و خفقانآور «It’s Buddy» به دنیای واقعی گذر میکند؛ جایی که زنی به نام گریس (با بازی کریستین میلیوتی) با احساسی نامفهوم دستوپنجه نرم میکند مبنی بر اینکه او و همسرش (با بازی تاپر گریس) پیشتر سه فرزند داشتهاند، نه دو فرزندی که اکنون دارند. با این حال، Buddy با وجود ناچاری از پرداختن به داستانی درباره چگونگی جایگزینی مداوم بازیگران انسانی این برنامه با قربانیانی تازه و مسحورشده، همچنان بر پایهای استوار است که در آن یک شوخی آنقدر تکرار میشود تا دیگر خندهدار نباشد، بلکه آزاردهنده شود. ۹۶ دقیقه برای یک فیلم زمان زیادی نیست، اما برای تماشای این روند تکراری، زمانی نسبتاً طولانی بهحساب میآید.
مشکل Buddy تنها به همین ایده محوری محدود نمیشود. مسئله دیگر این است که پیش از این نیز آثار زیادی با محوریت ناهماهنگی میان فرهنگ عامهٔ کودکانه و شرارتی که ممکن است زیر آن پنهان باشد ساخته شدهاند. این ایده تازه نیست؛ مدتها پیش از آنکه پیتر جکسون به سراغ ارباب حلقهها برود، او نسخهای آکنده از خشونت و مضامین بزرگسالانه از عروسکهای ماپت با عنوان Meet the Feebles خلق کرده بود. عصر اینترنت نیز زمینهای مساعد برای این نوع نوستالژی ترسناک بوده است؛ از فیلم Skinamarink گرفته تا هواداران Five Nights at Freddy’s از افسانههای اینترنتی دربارهٔ مرگهای مرتبط با دیزنیلند تا آثار معناکاوانه جین شوئنبرون.
Buddy تنها دو ماه پس از پایان سریال پرطرفدار انیمیشنی The Amazing Digital Circus که همین مضمون گرفتارماندن در دنیایی سرگرمکننده اما شکنجهآور را دنبال میکند و سه ماه پس از فیلم Backrooms اکران شده است؛ فیلمی که شخصیتهایش را در فضایی سوررئال و پر از دکور و اشیای رهاشده از دورهای پیش از تولد کارگردان بیستساله آن سرگردان میکند. بهروشنی، همچنان چیزی بسیار تأثیرگذار در این ایده وجود دارد که تمام یادگارهای پیشپاافتاده فرهنگ عامه دوران کودکی، ممکن است چیزی تاریک را در خود پنهان کرده باشند. اما همین موضوع نیز دلیلی است بر اینکه Buddy از زمانه خود عقب میماند و در حسوحالی ریشه دارد که اکنون دیگر دوبار از واقعیت فاصله گرفته است. هرچند بارنی دیگر آن حضور غالب پیشین را ندارد، اما هنوز بهعنوان یک برند از میان نرفته است (و میل به کاوش در وجه تاریک این شخصیت نیز همچنان باقی است؛ چنانکه آیو ادبیری در حال کار بر روی اقتباسی از این برند برای استودیوی A24 است).
در تماشای این فیلم، با نسبتهای تصویری متغیر و کیفیت ویدئویی خاصش، اینگونه بهنظر میرسد که ریشه در خاطرات تماشای واقعی آن برنامهها ندارد، بلکه بیشتر در خاطره یک بزرگسال ریشه دارد که با نگاهی طعنهآمیز به آن آثار کودکانه دستوپاچلفتی مینگرد. تمام آن یادگارهای فرهنگی، نشانهای از نسلهای خرد نیز هستند؛ منبعی برای حس آشنایی و «یادت هست؟». و آنچه Buddy را بهمراتب کماثرتر از Too Many Cooks میکند این است که آنچه این فیلم میخواهد به یاد بیاورد، برنامههای کودکانه نیمهفراموششده نیست، بلکه بیشتر شبیه برنامهای از شبکه Adult Swim است که خود بر پایه همانگونه محتوا شکل گرفته؛ و این، جدا از خشونت شخصیتهای عروسکی، بهاندازه کافی جذاب نیست.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران